تبلیغات
میغان نامه

میغان نامه
همه با هم پیش به سوی عمران و آبادانی شهیدستان ایران اسلامی « میغان » 
قالب وبلاگ
نویسندگان

                       زندگینامه پاسدار شهید: محمد تقی مهدوی میغان

                 نام پدر: مسلم؛ تاریخ تولد: 1341 ؛ تاریخ شهادت:1367/5/4  

                            عملیات مرصاد؛ اسلام آباد غرب

                                   

     سپیده دم 21 اردیبهشت سال 1341 هجری شمسی كه مقارن با سالروز شهادت دهمین اختر تابناك آسمان امامت و ولایت بود دل لبریز از مهر و محبت  مسلم، مردی زحمتكش كه سالیان سال چون پدر خویش رزق خود و خانواده را ازعرق جبین بدست می‌آورد انتظار نورسیده‌ای را داشت تا به قدمش كلبه گرم خانواده را شاد گرداند. با عنایت خداوندی كودك نورسیده خانواده از دامان مادر فضه خانم پا به عرصه گیتی نهاد و با قدمش خیر و بركت به همراه آورد. نامش را به عزت و جلال خاندان رسالت علوی(ص) و نهمین دردانه حضرت فاطمه الزهرا (س) محمد تقی نهادند.

      محمدتقی در میان برادران و خواهران و نیز جمع خانواده ، موقعیت خاصی را داشت. محیط خانواده با حضور او گرم و شاداب بود وی با حرفهای شیرین و همت والا در جهت یاری رساندن به مادر و خانواده، خستگی كار و تلاش او را  كه آنروزهای سخت برای ممر در آمد خانواده در آتش تنور و دود هیمه‌ها از سحرگا‌هان تا هنگام غروب روز با  مشكلات دست و پنجه نرم می‌كرد از تنش بیرون می‌نمود.

     با فرا رسیدن دوران تحصیل  محمد نقی در سال 1347هجری شمسی به دبستان رودكی میغان وارد گردید. بخاطر هوش و همت والایش دركسب نمرات ورعایت انظباط و همیاری با دانش آموزان دبستان، معلم ها او را بعنوان شاگرد نمونه و كسیكه در آتیه آینده درخشانی دارد می‌شناختند.

    در دوران خفقان ستم شاهی محمد تقی دارای یك برنامه مدون در جهت اجرا كارهایش داشت.به روحانیت انقلابی بسیار علاقه داشت. هر روز پس از پایان درس در مدرسه و به  كتابخانه ارشاد می‌رفت و در جمع عناصر انقلابی به فراگیری مسائل عقیدتی و آشنائیت با سیمای امام و كلام شان می‌پر داخت و در برنامه ها و  فعالیت های آن حضور می یافت و در این راه او به شدت امانت دار و رازدار بود . همواره پس از اقامه نماز جماعت در مسجد ، بدون فوت وقت  به خانه باز می‌گشت وبه انجام تكالیف مدرسه می‌پرداخت. پس از فراغت از درس با تبسم همیشگی به كمك مادرش می‌شتافت و در یاری گوی سبقت را از اهل منزل ربوده بود. عشق و علاقه اش به اسلام ناب محمدی(ص) و آشنایی باسیمای نورانی حضرت امام خمینی (ره) او را راهی مساجد و حسینیه‌ها كرد و عهدی حسینی درجهت تحقق آرمانهای سلاله‌ای از فرزندان و رهپویان  نهضت خونرنگ عاشورای حضرت ابا عبداله الحسین(ع) بست و دراین امركمر همت  گمارد.

   پس از پیروزی انقلاب اسلامی  و تشكیل بسیج مستضعفین در پایگاه امام خمینی میغان راه رسیدن به اوج معرفت را پیدا كرد و با فراق بال در بسیج ثبت نام كرد. او عشق و علاقه‌ای خاص به ولایت فقیه و انقلاب اسلامی داشت و برای هر اقدامی داوطلبانه مهیا بود. شبها به همراه برادران بسیجی به گشت و نگهبانی می‌پرداخت و خود را كم كم مهیا پروازی جاویدان می‌نمود

       با اوج گیری جنگ تحمیلی او روح خود را در بسیج از هر حیث برای  مقابله با دشمنان  مهیا ساخت و برای یاری نمودن رزمندگان اسلام عازم جبهه‌ها ‌گردید. او عاشق جبهه بود و باروحیه والای ایثار و شهادت به هنگام وداع  با خانواده خویش ؛ همگان را توصیه به صبر و تقوا می‌كرد و می گفت: منتظرم نباشید زیرا كه من شهید می‌شوم  چند قدمی كه می‌رفت بر می‌گشت و نــــــگاه می‌كرد من رفتم این وداع آخر است.... به روح پر فتوحش الهام شده بود كه این وداع ودیدار آخر است.

       محمد تقی اگر قولی می‌داد هموار بر عهدش استوار و بر انجام آن مقید بود و نیز بسیار صادق و صمیمانه با خانواده و دوستانش به گفتمان می‌پرداخت و همیشه اجازه می‌داد تا آنان كلامشان را تا آخر بیان دارند و به نظرات شان احترام می‌گذارد. از ویژگی‌های بارزش ارتباط معنوی با پروردگار عالمیان بود و معیار ایشان ایمان به خدا و دینداری ؛ پاس داشتن ارزشهای اسلامی و ارتباط با خدای یگانه بود و همیشه در كارهایش پروردگار را ناظر بر اعمالش می‌دانست. او با تلاش خانواده به سنت نبوی (ص) عمل ‌نمود و ازدواج کرد و  ثمره این پیوند دو فرزند به نام های صادق و علی است.

       وی در مصاحبه‌ای از هدفش گفته بود : 3 الی 4 بار به جبهه آمده‌ام و در دو عملیات شركت كرده‌ام ( والفجر3-4) جایی كه روشنایی هست دیگر تاریكی معنی ندارد همانطوری كه ملت ما مشخص كرده باید آنقدر بجنگیم تا به پیروزی نهایی برسیم. اگر این جنگ ما تمام شود جهادمان ادامه دارد و به یاری خدا می‌رویم تا پرچم لا اله الا الله را بر تمام كره خاكی برافراشته داریم و به عنوان كوچكترین سرباز از شما ملت قهرمان می‌خواهم امام را تنها نگذارید.

   با آغاز یورش دریوزگان گرئهک منافقین وطن فروش، با پشتیبانی ارتش صدام، به خاک میهن اسلامی از محور اسلام آباد غرب ، محمد تقی و همرزمانش به منطقه عملیاتی وارد شدند . دشمن نیز با تجهیزات كامل ، پاتك سنگینی را آغاز کرد . محمد تقی و همرزمان قهرمانش به مقابله با منافقین جنایتکار و نیروهای ارتش صدام پرداختند و با در هم کوبیدن آنان و با تحمل کمترین تلفات ، دشمن متجاوز را از آن محور به عقب نشینی وا داشتند.

       بعد از دفع هجوم ارتش صدام که با نیروهای گروهک خیانتکار منافقین همراه شده بود،  لحظاتی را محمد تقی در پشت خاكریز ‌نشست كه صدای سفیر خمپاره بر فضای جبهه حاكم ‌گردید. شهید محمد تقی مهدوی در حالیكه می‌خندید براثر تركش خمپاره دشمن به شهادت رسید و به لقاء الله پیوســـت و سرزمین اسلام آباد غرب را  در تاریخ 4/5/1367 در عملیات مرصاد، که بزرگترین جنایت علنی منافقین و صدام بر ضد ملت قهرمان ایران اسلامی بود ، با خون خویش رنگین ساخت.

  پیکر پاک این پاسدار دلاور سپاه اسلام پس از انتقال به روستای شهید پرور و قهرمان میغان ، با حضور خانواده ها و یاوران راه سالار شهیدان (ع) ، در مراسم باشکوهی تشییع شد و مزارش همچنان زیارتگاه شیدائیان شهادت و نشان از استقلال و بصیرت در اطاعت از ولایت و مبارزه بی امان با منافقین جیره خوار و دشمنان انسانیت است .  روانش شاد.گزیده‌ای از وصیت نامه شهید 

  ای مردم شهید پرور: این را بدانید كه چراغ راه ما در زندگی سرخی خون شهدا می باشد و پیدا كردن لوازم زندگی زیر این نور ، وصیت های شهدا می‌باشد. چند وصیتی كه همه شهدا این وصیت ها را به شما كرده‌‌اند و شما هم باید حتما عمل كنید اول به پیام دشمن شكن امام لبیك بگویید كه می‌گوید واجب ( كفائی) است كه همه به جبهه بروند و بعد بر طرز تفكر و راه این شهدا فكر كنید و حتما به دنبال راه و هدف آنها بروید و بعد هم اطاعت از فرماندهی بكنید كه اطاعت از فرماندهی اطاعت از امر خدا و صاحب الزمان (عج) تعالی می‌باشد و من از آنهائیكه تا به حال امام خمینی را نشناخته‌اند می‌خواهم كه امام را بشناسند و اگر نمی خواهند امام خمینی را بشناسند و یا با او مخالفت میكنند،  نمی خواهم كه در تشییع جنازه من شركت كنند حتی پدر و یا برادرم و یا اقوام دیگرم.

واما چند وصیتی با پدر و مادرم؛ هرگز نگوئید كه فرزند ما آرزوئی داشت . بدانید كه من هیچ آرزویی نداشتم در دنیا الا زیارت كربلا ی معلی و هرگز نگوئید كه فرزندمان را از دست دادیم!این را بدانید كه من به صورت امانتی در نزد شما بودم،خوشحال باشید كه امانت خود را خوب تحویل صاحبش دادید و مبادا قطره اشكی برای من بریزید. هر موقعی كه خواستید گریه هم بكنید در كناری بنشینید كه مبادا دشمنان اسلام و امام به شما نگاه بكنند و سواستفاده بكنند و برای من هم گریه نكنید برای خدا و بیاد شهدای كربلا گریه بكنید . من این را حقیرانه از شما می‌خواهم: بر قبر من كلمه ناكام ننویسید كه شهادت بزرگترین كام است كه به آن رسیده‌ام .

 من از برادران خودم می‌خواهم كه مبادا سنگر خالی مرا پر نكنند و اسلحه‌ام برزمین بماند. این حقیر از كلیه كسانیكه مرا می‌شناسند می‌خواهم كه مرا ببخشند كه مبادا حقی از آنها بر گردنم بماند و نتوانم جواب بدهم و اگر توفیق زیارت امام خمینی نصیبتان شد سلام مرا هم به او برسانید و حتی یك لحظه از دعا كردن به جان امام و رزمندگان اسلام غافل نشوید. خدایا ترا بخون سرخ شهدا و دست و پاهای قطع شده جوان های معصوم قسمت می‌دهم كه راه بسته شده كربلا را باز كنی.

التماس دعا برای امام

والسلام


[ دوشنبه 5 مرداد 1394 ] [ 01:18 ب.ظ ] [ علی اصغر نادری ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


بسم الله الرحمن الرحیم
وَ قُلْ رَبِّ أَدْخِلْنِی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ أَخْرِجْنِی مُخْرَجَ صِدْقٍ وَ اجْعَلْ لِی مِنْ لَدُنْكَ سُلْطَانًا نَصِیرًا،

میغان از روستا های بسیار کهن و دیرینه شهرستان شاهرود ، بخش بسطام و بزرگترین روستای دشت بسطام از هر نظر می باشد. شغل اکثر مردم این روستا کشاورزی و باغداری و دامپروری است .برگزاری پرشور مراسم عزاداری در ماه محرم به ویژه سینه زنی مشهور « دوره » آنها هر شخصی که یکبار آن را دیده باشد به سوی خود می کشاند.

این روستا حدود 100 شهید در عرصه های متعدد انقلاب اسلامی تقدیم نموده که افتخاری جاودانه و ابدی برای آن ها به ارمغان آورده اند.

خرقان که به شیخ و بس مریدش نازد
بسطام به شکوه بایزیدش نازد
در وسعت این دشت پر از راز و نیاز
میغان به صفای صد شهیدش نازد.

We will build beautiful and modern Meyghan together

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

  • paper | پرشین بلاگ | ایران بلاگ