تبلیغات
میغان نامه

میغان نامه
همه با هم پیش به سوی عمران و آبادانی شهیدستان ایران اسلامی « میغان » 
قالب وبلاگ
نویسندگان
اکنون که ماه محرم سال 1437 هجری آغاز شده است ضمن عرض تسلیت و تعزیت این مناسبت به مولا و آقایمان حضرت صاحب الزمان مهدی موعود (عج) و تمامی شیعیان و دوستداران حضرت سید الشهداء به ویژه مردم دلداده و حسینی میغان ، در زیر یکی از اشعار مرحوم شیخ محمد ابراهیم خلیلی، متخلص به « خلیلی» را تقدیم می کنیم:


آغاز ماه محرم

آمد مه ماتم زستم عالمی سیه پوشان

 

بیدار شو از خواب گران ای «خلیلی» نالان

بین ماه محرم شده نو اشك ریز تا دامان

 

كن نوحه‌سرایی زجگر بهر خسرو خوبان

این نوحه سرایی زازل دان تورا مقدر شد

 

اندر عالم کون و مکان این عزا مکرر شد

بر سینه و بر سر زن چون عمر به آخر شد

آمد مه ماتم شه دین در كرببلا تنهاست

 

نه یار و یاور ز غمش در ارض و سما غوغاست

حوران بهشتی زغمش ذكر همه واویلاست

 

زین عزا همه کون و مكان خاك ریز بر سر شد

بر سینه و بر سر زن چون عمر به آخر شد

آمد مه ماتم بنگر كوفی چه خطا كرده‌

 

دعوت زحسین ابن علی كوفی بر ملا كرده

از جوار جد و مادرش، دُورش ز جفا كرده

 

با تمام یاران جوان رو به كربلا كرده‌

در وادی پر خوف و خطر خیمه‌ها  به پا کرده

بر سینه و بر سر زن چون عمر به آخر شد

آمد مه ماتم ز جفا در لیلۀ عاشورا

 

فرموده حسین ابن علی دانیدِ كه در فردا

سرها بروی نیزه بلند بر روی زمین تن‌ها

 

برداشته‌ام بیعت خود از شما در این صحرا

هر كس که بخواهد برود اسب او میسر شد

چون شنیدزان قوم جهول یعنی كوفی بی‌دین

 

دست از حسین ابن علی بین كشیده‌اند از كین

باقی مانده هفتادودو تن بهر او به صد تمكین

 

گفتا به ابوالفضل حزین كی برادر غمگین

گر میل جدایی بودت قلب تو مكدر شد

چون شنیدابوالفضل وبشد او گریه كنان گفتا

 

كی گذارمت جان اخا دست دشمنان تنها

باید كه دو دست ازتن من قطع گردد این صحرا

 

در حضور جد و مادرت روسفید در فردا

روی در نجف كرد و بگفت كربلا چه محشر شد

در عالم کون و مکان این عزا مکرر شد

این بلا و این رنج و ستم از قضای داور شد

بنموده طلب نیمه‌شب اوآن خواهردل پرخون

 

گفتا كه ایا دخت علی از خیمه بیا بیرون

باید كه دراین آخرشب گیریم خبر اكنون

 

بینم كه جوان‌ها همگی چونند در این هامون

با خواهر خود گشته روان با قلب پرآزر شد

چون خسرو لب تشنه رسید او به خیمه لیلا

 

دیدی كه سر تازه جوان آن اكبر مه سیما

بنهاده روی زانو خود می‌گفت که واویلا

 

فردا ز ستم این گل من پژمرده در این صحرا

مادر ز فراق تو بدان قلب او پر اخگر شد

آنگاهِ از ‌آنجابگذشت باقلب چو پر از غم

 

در خیمة بوالفضل علی دارند همه ماتم

آن پورحسن تازه جوان نالیدو بگفت ای عم

 

باشی تو علمدار حسین هستی تو ورا همدم

من طفل یتیم بی‌پدر قربانی اكبر شد

چون شنیدحسین این سخنان ازقاسم‌ دلداده

 

آمد به درون خیمه‌گه، گفتا سرو آزاده

باید كه عمویت بكند پرواز تو آماده

 

باشد این وصیت ز حسن (ع) ای طایر آزاده

كی رضا شوم جان عمو گر مرا میسر شد

كن ختم «خلیلی» تو سخن زهرا شده است مدهوش

 

داری تو طمع روز جزا در نوحه سرایی كوش

البته حسین‌ابن علی شافعت بودكن گوش

 

از ساقی كوثر به جزا بر گیر تو جامی نوش

تا جان به تنت هستِ بدان روزیت مقدر شد


[ چهارشنبه 22 مهر 1394 ] [ 04:17 ب.ظ ] [ علی اصغر نادری ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


بسم الله الرحمن الرحیم
وَ قُلْ رَبِّ أَدْخِلْنِی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ أَخْرِجْنِی مُخْرَجَ صِدْقٍ وَ اجْعَلْ لِی مِنْ لَدُنْكَ سُلْطَانًا نَصِیرًا،

میغان از روستا های بسیار کهن و دیرینه شهرستان شاهرود ، بخش بسطام و بزرگترین روستای دشت بسطام از هر نظر می باشد. شغل اکثر مردم این روستا کشاورزی و باغداری و دامپروری است .برگزاری پرشور مراسم عزاداری در ماه محرم به ویژه سینه زنی مشهور « دوره » آنها هر شخصی که یکبار آن را دیده باشد به سوی خود می کشاند.

این روستا حدود 100 شهید در عرصه های متعدد انقلاب اسلامی تقدیم نموده که افتخاری جاودانه و ابدی برای آن ها به ارمغان آورده اند.

خرقان که به شیخ و بس مریدش نازد
بسطام به شکوه بایزیدش نازد
در وسعت این دشت پر از راز و نیاز
میغان به صفای صد شهیدش نازد.

We will build beautiful and modern Meyghan together

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

  • paper | پرشین بلاگ | ایران بلاگ